گرلانه

متن مرتبط با «من برگشتم» در سایت گرلانه نوشته شده است

داستان من و بابام(این داستان شامل حال آقایون میشه)

  • نیلوبلاگ

    شنبه می گویم : استادمان گفته دانشجویی که پست الکترونیکی نداشته باشد دانشجو نیست. می گوید : استادتان غلط کرده ؛ مگر ما دانشجو نبودیم ؟! می گویم : پدر جان ! شما که تا سیکل بیشتر درس نخواندید ؛ در ثانی من دو ماه است که تمرین ننوشتم ! می گوید : اولا سیکل آن زمان معادل دکترای الان است ، دوما پس این دو ماه چه غلطی می کردی ؟! می گویم : هیچ ! فقط استادمان تمرین ها را برای دانشجو ها می فرستد ، من هم که دانشجو نیستم ! ===================== یک شنبه پس از مدت ها جروبحث بالاخره پدر جان رضایت داده تا برای من کامپیوتر بخرد ! می گویم : گفتید روی دستگاه مودم هم نصب...

    ادامه مطلب
  • نه جان من بخون ببین در مورد ما دخملا چی می نویسند

  • نیلوبلاگ

    وقتی که مهربونن----------مثل یه خرگوش ملوس دوست داشتنین وقتی که اعصبانی میشن----------مثل دیونه ها میشن دیگه نمیشه رفت سمتشون وقتی غر میزنن---------مثل مگس میرن رو اعصابت وقتی که ناز میکنن----------مثل یه بچه نق نقو اعصابتو خورد میکنن وقتی که دروغ میگن---------قیافشون شبیه سوسک میشه(نکته کنکوری) وقتی ناراحت میشن----------مثل یه گنجشک تیر خورده دلسوز میشن وقتی خوشحال میشن--------مثل کانگورو اینور اونور میپرن وقتی جیغ میزنن---------مثل یه سوزن که بهت میزنن از جا میپری وقتی که بترسن---------مثل موش سریع یه جا قایم میشن وقتی خجالت بکشن-------مثل لبو قرمز میشن وقتی که ح...

    ادامه مطلب
  • برگشتم

  • نیلوبلاگ

    وای سلام دوست جونیام من برگشتم ببخشید اما کامپیوترمون سوخته بود و مجبور شدم چند روزی نباشم امیدوار حالتون خوب باشه کلی چیز میز آوردم براتون...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    داستان من و عشقم | داستان من و | داستان من و دکتر | داستان من و پرستار | داستان من و خانم معلم | داستان من و معلم | داستان من و زهرا | برگشتم به تنهایی | برگشتم به تنهایی پل میزنم | برگشتم و باز آمدم